حدیث روز/ دعای حسین(ع) گرهها را باز و اندوه را بر طرف میکند

به او(امام حسین ع) دعاهایی الهام شده که هرگز آفریده ای آن را نخواند مگر آنکه به واسطه آن دعاها خدا گره از کارش بگشاید و اندوهش برطرف سازد، قرضش را ادا نماید، مشکلش را آسان گرداند.
مشرق- امام جواد علیهالسلام از پدرش امام حسین علیهالسلام نقل میکند که آن حضرت گفت: ابیبنکعب پیش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود که من وارد شدم، رسول خدا صلی الله علیه و آله به من گفت: آفرین بر تو یا اباعبدالله! ای زینت آسمانها و زمین!
ابی بن کعب به او گفت: یا رسول الله! چگونه جز تو، زینت آسمانها و زمین، تواند بود؟
پیامبر صلی الله علیه و آله گفت:ای ابی! سوگند به آن که مرا به حق پیامبری برانگیخته، به راستی که حسین بن علی، در آسمان بزرگتر از آن است که در زمین شناخته میشود.
هر آینه بر سمت راست عرش خدای عزوجل نوشته شده است: حسین، چراغ هدایت و کشتی نجات، پیشوای نیکی و برکت و عزت و افتخار، و دریای دانش و گنجی است که برای آینده اندوخته شده است.
چرا چنین نباشد که خدای عزیز و جلیل، در پشت او، نسل پاک و پاکیزه و با برکتی را قرار داده است که پیش از آن که آفریدهای در رحمهای زنان و پشت مردان بوده باشد، یا شب و روزی آفریده شده باشد؛ این نسل آفریده شده بود.
به او (امام حسین علیهالسلام)، دعاهایی الهام شده است که هرگز آفریدهای، خدا را با آنها نخواند، مگر این که خدای عزوجل وی را با او(حسین علیه السلام) محشور سازد و در سرای دیگر حسین شفیعش باشد. و به واسطه آن دعاها خدا گره از کارش بگشاید و اندوهش برطرف سازد، قرضش را ادا نماید، مشکلش را آسان گرداند، راهش را هویدا سازد، او را بر خصمش، نیرو دهد و پردهاش را ندرد....
متن حدیث:
عن محمد بن علی بن موسی، عن أبیه علی بن موسی، عن أبیه موسی بن جعفر، عن أبیه جعفربن محمد، عن أبیه محمد بن علی، عن أبیه علی بن الحسین، عن أبیه الحسین بن علی بن أبیطالب علیه السلام قال: دخلت علی رسول الله صلی الله علیه و آله و عنده ابی بن کعب. فقال لی رسول الله صلی الله علیه و آله: مرحبا بک یا ابا عبدالله، یا زین السماوات و الأرض. قال له أبی: و کیف یکون یا رسول الله صلی الله علیه و آله زین السماوات و الأرض أحد [ صفحه 70] غیرک؟ قال: یا ابی، والذی بعثنی بالحق نبیا، أن الحسین بن علی فی السماء اکبر منه فی الأرض، و إنه لمکتوب عن یمین عرض الله عزوجل: مصباح هدی، و سفینة نجاة، و إمام خیر، و یمن [1] ، و عز، و فخر، و بحر علم، و ذخر ]فلم لا یکون کذلک؟[ [2] و أن الله عزوجل رکب فی صلبه نطفة طیبة مبارکة زکیة ]خلقت من قبل أن یکون مخلوق فی الأرحام أو یجری ماء فی الأصلاب أو یکون لیل و نهار.[ [3] و لقد لقن دعوات ما یدعوا بهن مخلوق إلا حشره الله عزوجل معه و کان شفیعه فی آخرته، و فرج الله عنه کربه، و قضی بها دینه، و یسر أمره، و أوضع سبیله، و قواه علی عدوه، و لم یهتک ستره...
"عیون أخبارالرضا علیهالسلام، ج 1، ص
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۸ | 18:48 | نويسنده : عالی | نظر بدهید
داستان زندگی لوئی بریل، مخترع خط نابیناها
در سال ۱۹۵۲، جسد لوئی بریل، پسر چرمدوز و زینساز فـقیری از اهـالی دهکده کوپوری، واقع در ایالات سنومارن، که چند سال قبل از آن تاریخ، در گورستان زادگاهش به خاک سپرده شده بود...
وب سایت یک پزشک: در سال ۱۹۵۲، جسد لوئی بریل، پسر چرمدوز و زینساز فـقیری از اهـالی دهکده کوپوری، واقع در ایالات سنومارن، که چند سال قبل از آن تاریخ، در گورستان زادگاهش به خاک سپرده شده بود، به مقبره پانتئون پاریـس -آرامگاه مشاهیر فرانسه- انتقال داده شد. تنها دستهای متوفی، به درخواست همشهریانش، در گورستان زادگاهش، مدفون گردید.
در مراسم انتقال جنازه بـریل، یک صف طولانی، مرکب از افرادی نابینا،به کمک عصاهای سفیدرنگ، با قدمهای نامطمئن، حرکت میکردند شرکت کرده بودند. این نابینایان بخوبی آگاه بودند تا چه اندازه، به خاطر خطی که بریل اختراع کرده بود، مدیون او هستند. این خط که از نقطههای برجسته تشکیل میشود، انبوهی از دانـشهای بشری را در دسترس نابینایان گذاشته بود.
امروز، در سرار جهان، مردانی و زنانی بیشمار، خواه داوطلبانه و خواه از سر وظیفه، ورقه کاغذ ضخیمی را، با استفاده از وسایل سادهای، یعنی یک میز کوچک و یک صفحه مشبک و یک قلم حکاکی، به فواصل معینی، سوراخ میکنند. این سوراخها در پشت ورقـه کـاغذ نقای برجسته بوجود میآورد که نابینایان میتوانند آنها را لمس کنند.
امروزه فناوریها نو هم به کمک نابینایان آمده است، اما برای دهههای همین فناوری نسبتا ساده خط بریل بود که یاور نابیناها بود. در دهههای پیش ، تنها در مؤسسه نابینایان پاریس، موسومبه انجمن«والنتن هائوی»، خوانندگان این خط از ۸۰۰۰ تن تجاوز میکردند.
لوئی بریل کـه چـهارمین فرزند یک چرمدوز فقیر بود، در سال ۱۸۰۹ به دنیا آمد و تولد او باعث شادی بسیار خانوادهاش شد. پدرش عقیده داشت که او در دوران پیریاش تنها مونس من او خواهد بود.
کودک نحیف به بتدریج رشد کرد و شروع به راه رفتن شروع کرد. اطاق نـشیمن خـانه پدریاش که درعینحال بعنوان آشپزخانه از آن استفاده میشد و در روی اجاق آن آب دیگ سوپ به آرامی میجوشید، حس کنجکاوی کودک را ارضاء نمیکرد. این کودک سهساله میخواست به اسرار تمام اشیاء موجود در دنیای کوچک خود که از خـانه پدریاش تـجاوز نمیکرد دست یابد. والدیناش همواره او را از دسـت زدن بـه ابـزار میز کارگاه چرمدوزی برحذر میداشتند. ولی کودک، همین که تنها میشد، ابزارهای چرمدوزی را به دست میگرفت و به بریدن چرم میپرداخت و از بوی مطبوع آن لذت میبرد. ولی یک روز مـوقعی که به بریدن قـطعه چرمی مشغول بود، ناگهان تراشهای از چرم و به روایتی نـوک گـزن چرمبری به چشمش فرورفت و صورتش را غرق خون کرد. با شنیدن فریادهای دلخراش کودک، همسایگان به سوی او شتافتند. موقعی که والدینش به خانه بازگشتند با تـأثر فـراوان پی بردند که یکی از چشمان کودکشان آسیب دیده است. داروییک ه، در آن زمان بوسیله پیـرزنان تجویز شده بود، مؤثر واقع نشد و بیماری ورم ملتحمه چشم که کودک به آن دچار شده بود، رفتهرفته به التهاب چرکین تبدیل گـردید و بـه چـشم دیگر نیز سرایت کرد. طولی نکشید که قرنیههای هر دو چشم از بین رفت و بـالاخره کـودک بینایی خود را کاملا از دست داد. او به مادرش میگفت صدای پرندگان را میشنوم ولی آنها را نمیبینم. چرا مرا در تاریکی نگاه میدارید؟
از آن پس، کودک پنـجساله در دنـیای صداها میزیست. همزمان،در نتیجه مشکلات ناشی از جنگهای ناپلئون، دولت تصمیم گرفته بود کـه بـرای رفـع نیازهای مالی خود، مبالغی از مردم به صورت مصادره، وصول گند.در ژانویه ۱۸۱۴ دستور مصادره اموال در دهکده زادگاه بریل اجرا شد. کودک پنج ساله، صدای پدرش را که با لحن اعتراضآمیز با ماموران مصادره بحث میکرد میشنید. بالاخره پدرش ناچار شد ۱۶ فـرانک، که بـرای او وجه قابل ملاحظهای بود، بپردازد. یک ماه بعد، نیروهای دشمن دهکده را اشغال کردند. لوئی صدای پای گاو مورد عـلاقهاش را، که اشغالگران به زور با خود میبردند،میشنید. به مدت ۷۴ روز هیاهوی سربازان روسی و پروسی که به تناوب خانه پدرش را اشـغال کـرده بودند، به گوشش میرسید.
بالاخره بار دیگر آرامش در دهکده برقرار شد، ولی در نتیجه جنگهای طولانی و بدی برداشت محصول، اهالی دهکده به فلاکت افتاده بودند، به طوریک ه از ۶۱۰ تن جمعیت آن، ۶۲ نفر مستحق دریافت کمک تـشخیص داده شـدند و به این منظور اهالی متمکن دهکده را به پرداخت مالیات مخصوص وادار نمودند. این وضع دشـوار پدر بـریل را نـسبت به آینده پسرش نگران کرده بود.
«پالوی» -کشیش- و«بشره» -آموزگار دهکده-،تحت تأثیر استعداد زودرس لوئی کوچک قرار گرفته و به او علاقهمند شده بـودند. «مارکی دورویـلیه»که قـصر مسکونیاش در مجاورت دهکده قرار داشت نیز به این کودک نابینا دلبستگی پیدا کـرده بـود. این اشرافزاده به خاطر آورد که سالها قبل، یعنی در سال ۱۸۷۴، در کاخ ورسای، در مراسمی شرکت کرده بود که طی آن «والنتن هـائوی»، جوانان نابینایی را کـه به کمک خطی که خود او اختراع کرده بود سواد آموخته بودند، به دربـار مـعرفی کرده بود و متعاقب این جریان، «مؤسسه سلطنتی جـوانان نـابینا» با کـمکهای مالی سخاوتمندانه شاه و درباریان تأسیس شده بـود.
پس «مارکی دورویلیه» تصمیم گـرفت که لوئی بریل را به مؤسسه مذکور بفرستد و یک بورس تحصیلی برای او بگیرد. به این ترتیب، کودک نابینا، در فـوریه سـال ۱۸۱۹، به «مؤسسه سلطنتی نابینایان جوان» وارد شد. ساختمان این مـؤسسه، ساختمان مـدرسه مذهبی سـابق« سنفیرمن» بود که مکان مـرطوب و سرد و نامناسبی بود، ولی این معایب برای لوئی کوچک بیاهمیت بود، زیرا وی چنان به فراگرفتن دروسی از قبیل دستور زبـان و تـاریخ و ریاضیات که در این مؤسسه تدریس میشد، سـرگرم شده بود که بـه چـیز دیگری توجه نداشت.
در این مؤسسه، خطی کـه بـه وسیله« والنتن هائوی» برای نابینایان اختراع شده بود، مورد استفاده قرار میگرفت. یک کتاب درسی بسیار کـوچک وقـتی که به این خط برگردانده مـیشد، چـندین جـلد بزرگ را اشغال مـیکرد. «والتن هـائوی» در بدو امر، حروف خود را با چـوب سـاخته بود ولی بعدا آنها را بحروف برجستهایکه بروی مقوا قرار میداد تبدیل کرد. این حروف با لمس بـه دشواری تـشخیص داده میشد و جای زیادی را اشغال میکرد و به ـعلاوه سـاختن آنها زیـاد وقـت مـیگرفت. با تمام این معایب، این روش برای خـواندن از طریق لمس راه را باز کرده بود.
در مؤسسه نابینایان، داستان اولین شاگرد «والنتن هائوی »بر سر زبانها بود. شایع بود که هـائوی، برای ایـنکه روش خود را به مورد آزمایش بگذارده جوان نابینایی را کـه در جـلوی کـلیسایی گـدایی مـیکرد به آمـوزشگاه خـود آورد تا به او، با استفاده از خط ابتکاری خود، سواد بیاموزد. ولی والدین کودک نابینا که حرفه گدایی را برای پسرشان سودآورتر از سـوادآموزی مـیدانستند بـه «والنتن هائوی» اعتراض کردند و وی، برای نگاهداشتن شاگرد خود، ناچار شده بود مبلغی،معادل آنـچه کـودک از راه گـدایی بـه دست مـیآورد، به والدین او بـپردازد.
لوئی با آنکه به استاد سالخورده خود احترام میگذاشت، خطی را که او اختراع کرده بود و اکنون دیگر کهنه شده بود مورد انتقاد قرار داد و از همان موقع به فکر اصلاح آن افتاد. ولی فعلا با ولع بـه فراگرفتن دروس میپرداخت و به ویژه به رشته موسیقی، علاقهای خاص نشان میداد.در این مؤسسه، موسیقی را، از راه گوش به شاگردان میآموختند و بریل همین موضوع را یکی از نواقص روش تدریس میدانست. بعدها وی موفق شد که برای نابینایان حروف مخصوص، جهت خواندن و نوشتن نـتهای مـوسیقی پیدا کند.
متأسفانه در مؤسسه نابینایان، تالار مخصوص، برای تدریس موسیقی، وجود نداشت. پیانو را در راهپله گذاشته بودند و دانشجویان برای نواختن «فلوت» روی درگاهیهای مقابل پنجرهها مینشستند. با اینهمه لوئی به تکمیل معلومات موسیقی خود و به خصوص به کسب مهارت در نواختن «پیانو» و«ارگ» اهتمام ورزید.
انضباطی شدید، در مؤسسه نابینایان حـکمفرما بـود .ضعف مالی مؤسسه موجب گردیده بود که در استخدام کارکنان صرفهجویی نمایند و با توجه به کمی تعداد مراقب و سرپرست، انضباط را از طریق تشدید تنبیهات برقرار سازند. چون محبوس ساختن نابینایان در سـیاهچالها،برای آنـان که به هرحال در تاریکی به سر میبردند، تنبیهی شـدید مـحسوب نمیشد، لذا سرکشان را از صرف غذاهای معمولی محروم میکردند و تا مدتی به آنها چیزی جز نان خشک و آب، نمیدادند. تنبیههای بدنی نیز متداول بود.
گاهی نیز خطاکاران را از حق خروج از مؤسسه محروم میساختند. گردش هفتگی، در روزهـای پنـجشنبه هرهفته صورت میگرفت. در ایـن روز شـاگردان، ساختمان مرطوب مؤسسه را ترک میکردند و برای هواخوری به باغی میرفتند. در این گردشها، شاگردان را با طنابی به یکدیگر میبستند و تحت مراقبت یک نفر سرپرست حرکت میدادند.این وضع نامطلوب، به سلامت لوئی بریل لطمه میزد.
یک روز انتشار خبر بازدید «والنتن هائوی» از مؤسسه نـابینایان، هیجان بیسابقهای در ایـن آموزشگاه به وجود آورد. در ماه اوت سال ۱۸۲۱ شاگردان و اولیای مؤسسه، با بیتابی، خود را برای پذیرایی از این مرد مشهور آماده میکردند.
اما آیا مـوقعی که «والنتن هائوی»، در آنن روز، دست دانشجویان جوان را میفشرد، میتوانست حدس بزند که دست جوانی را که بعدها از حیث دانش و شهرت جانشین او خواهد گردید، فشرده است؟
روزی یک سروان توپخانه بنام «شارل باربیه دولاسر» ،به منظور ارائه روش جدیدی که بـرای سـوادآموزی نـابینایان اختراع کرده بود، به مؤسسه مراجعه کرد. با آنکه مدعیان اختراعات جدید معمولا اشخاصی مزاحم تلقی میشدند و با وجود اینکه مـدیر سـابق مؤسسه، از پذیرفتن همین افسر امتناع ورزیده بود «پینیه» -مدیر جدید مؤسسه- که به شاگردان خود عـلاقهای خـاص داشـت و هیچ فرصتی را برای بهبود وضع آنان از دست نمیداد، به ملاقات با وی رضایت داد.
در آکادمی علوم فرانسه «پرونی» و«لاسپد»، اختراع سـروان «باربیه»را مورد بررسی قرار دادند و نتیجه گرفته بودند که «این اختراع گفتگوی میان لالان و کوران را امکانپذیر میکند.»
سروان مزبور، روش ابتکاری خود را در ابتدای امر بـرای ارتـش اختراع کرده بود. وی موقعی که در ارتش خدمت میکرد،اغلب مجبور میشد در نیمهشب دستورها و پیامهای رسیده از فرماندهان را بخواند و چون این امر آسایشش را مختل میکرد، در صدد برآمد که یک روش مرکب از خط و نقطه برجسته ابداع کند تا با لمس آنـها با انگشت بتواند دستورهای رسیده و کوتاه، نظیر «حرکت به پیش»، «عقبنشینی عمومی» و امثال آن را بخواند.
پس از پایان جنگ، «باربیه» به فکر افتاد که از سیستم «تحریر شبانه» خود به نفع نابینایان استفاده کند و به این منظور اختراع خود را تکمیل کرد و آن را «تحریر شنیداری »نام نهاد. زیرا این روش مـانند تـندنویسی امروزی شنیداری بود و با کمک یک خط کش کشویی که دارای منافذ کوچکی بود، برگرداندن هرعبارتی را، بدون توجه به املاء کلمات، میسر میکرد.
نابیناها میتوانستند با فرو بردن قلم حـکاکی در ایـن مـنافذ، به روی یک ورقه کاغذ ضخیم، سوراخهایی به وجود بیاورند. این سوراخها برجستگیهایی را به وجود میآورد که از ترکیب آنها، طبق قـواعد معینی، کلمات بوجود میآمد. این روش انقلابی، مؤسسه نابیناها را تحت تأثیر قرار داد و دکتر پینیه -رئیس مؤسسه- تصمیم گرفت آن را به عنوان روش مـکمل، در سوادآموزی نابیناها، به کار ببرد.
به طوری که اشـاره شـد، روش مذکور به املای کلمات توجهی نداشت و به علاوه فاقد اعداد و علائم نقطهگذاری و نتهای موسیقی بود. لوئی بریل این نواقص را تذکر داد و در پی رفع آنها و به طور کلی ساده کردن روش پیشنهادی سروان باربیه برآمد.
پینیه از بـاربیه دعوت نمود در دفتر مؤسسه حضور یابد و پیشنهادهای اصلاحی بریل را مورد بررسی قرار دهد. به این ترتیب، در دفتر مدیر مؤسسه، نوجوان پانزده ساله، با افسر عبوس پنجاه ساله روبرو شد و نظرات خود را از با وضوح کامل تـشریح کـرد. ولی باربیه حاضر نشد پیشنهادهای این جوان نحیف را، که در قبولاندن عقاید خود پافشاری نمیکرد، بپذیرد.
بعدها این دو تن متقابلا به مزایای روش یکدیگر اعتراف کردند: بریل در این مورد چنین نوشت: «من در نخستین کوششهای خود، از روش باربیه الهـام گرفتم.»
باربیه، به نـوبه خود، پس از آنکه به دریافت جایزهای از انستیتوی فرانسه؛ به مناسبت اختراع سیستم «تحریر شبانه»، نائل شد، کوششهای رقیب جوان خود را مورد ستایش قرار داد و چنین نوشت: «این لوئی بریل،دانشجوی جوان مؤسسه نابینایان بود که برای اولین بار به فکر ساده کـردن روش تـحریر نابینایان افتاد و موفق شد با استفاده از یک خط کش سه شیاری،ا ین روش را سادهتر کند. در این روش اصلاح شده حروف جای کمتری را اشغال میکند و با سهولت بـیشتری خـوانده میشود.از ایـن دو لحاظ، خدمات وی شایان توجه و در خور تـحسین اسـت و مـا باید خود را مرهون او بدانیم.»
لوئی بریل، ضمن انجام تکالیف مدرسه ،تمام اوقات فراغت خود را به تکمیل خط نابینایان که بزرگترین هدف زندگی او بشمار میرفت اختصاص میداد و حـتی در ایـام تعطیلات، اوقات خود را صرف این کار میکرد.
موقعی که به ۱۵ سالگی رسـید، روش ابـداعی او به حدی تکمیل شده بود که «پی نیه» مدیر موسسه تحت تأثیر آن قرار گرفت و دستور داد که این روش، لااقل، به طور غیر رسمی در آموزشگاه مورد استفاده قـرار گـیرد، زیرا بـه کار بردن روش «والنتن هائوی» با آنکه قدیمی شده بود، هنوز اجباری بود.
لوئی بریل ۶۳ علامت اخـتراع کرده بود که علاوه بر حروف الفبا، شامل علائم نقطهگذاری و ریاضی نیز میگردید. وی برای رسیدن به این نتیجه، روش ابداعی«باربیه» را سادهتر سـاخته و آن را بـه دو ردیف نقاط سوراخ شده عمودی کاهش داده و با یک ردیف خـطوط کـوتاه افقی تکمیل کرده بود.
این ۶۳ علامت، با تغییر تعداد و محل نقطهها و خطوط، به دست میآمد.این روش تکامل یافته، افق روشنتری را در مقابل نابیناها مـیگشود زیـرا آنـان میتوانستنند، به کمک آن، یادداشت بردارند و مطالب کتابهایی را که بیناها برای آنها قرائت مـیکردند، با ایـن حـروف، بنویسند و نیز بین خود مکاتبه کنند. به این ترتیب دنیای جدیدی بر روی نابیناها گشوده میشد.
شورای نظام وظیفه، لوئی را از انجام خـدمت نـظام مـعاف کرد و جالب است که این شورا که گویی نابینائی را علت کافی برای معافیت نـمیدانست، وی را به استناد اینکه توانایی خواندن و نوشتن را ندارد، از انجام خدمت نظام معارف کرد!
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۸ | 18:46 | نويسنده : عالی | نظر بدهید
روز 15 اکتبر به عنوان روز بزرگداشت نابینایان و قانون عصای سفید نامگذاری شده است
استفاده از عصا به عنوان وسیله کمکی در رفت و آمد نابینایان از قرنها پیش متداول بوده است، ولی استفاده از عصای سفید به شکل امروزی و به عنوان نمادی برای شناخت نابینایان به بعد از جنگ جهانی اول برمیگردد.
در سال 1921 میلادی یک عکاس اهل شهر بریستول کشور انگلستان با نام جیمز بیگز که در اثر یک سانحه بینایی خود را از دست داد، برای در امان بودن از خطر وسائل نقلیه که در خیابانهای اطراف محل زندگی وی در حال رفت و آمد بودند، ابتکار استفاده از عصا به رنگ سفید را که به راحتی برای همگان قابل دید باشد را بکار برد.
پس از آن دو تن از برجستهترین محققین آمریکایی به نامهای دکتر ناول پری، ریاضیدان و دکتر جاکوپس تن بروک، حقوقدان توانستند قانونی را در پانزدهمین روز از ماه اکتبر به عنوان قانون عصای سفید به تصویب برسانند و این روز را به عنوان روز جهانی نابینایان نامگذاری کنند. در این قانون کلیه حقوق اجتماعی فرد نابینا به عنوان عضوی از یک جامعه متمدن انعکاس یافته است.
نابینایان حق استفاده از کلیه امکانات رفاهی معمول در جامعه را دارند. آنان حق دارند از پیاده روها، خیابانها، بزرگراهها و وسایل حمل و نقل همگانی مانند هواپیما، قطار، اتوبوس، اتومبیل، کشتی، هتل، اماکن عمومی، مراکز تفریحی و مذهبی استفاده کنند. اگر در بعضی اوقات، محدودیتی برای استفاده از این تسهیلات و اماکن وجود داشته باشد باید فراگیر همه افراد جامعه باشد و اگر شخص یا سازمانی فقط برای نابینایان در استفاده از تسهیلات همگانی، محدودیت ایجاد کند یا حقوق نابینایان عاقل و بالغ را نادیده بگیرد، مجرم شناخته میشود.
رانندگان وسایل نقلیه موظف به مراعات کامل نابینایانی که هنگام عبور و مرور از عصای سفید استفاده میکنند، هستند.
دولت موظف است که نابینایان را به مشارکت در امور دولتی تشویق کند تا آنان به کار مشغول شوند.
مسئولان دولتی همه ساله باید روز 15 اکتبر را به عنوان بزرگداشت نابینایان و قانون عصای سفید، به نحوی شایسته ارج نهند و از مردم بخواهند که رفتار معقولانهای با نابینایان داشته باشند و گامهای صمیمانه و موثری برای آنان بردارند.
لوئی بریل مخترع سیستم خط برجسته است
لوئی بریل
لوئی بریل در سال 1809 در فرانسه متولد شد. وی در اوایل کودکی یعنی در سن 3 سالگی بینایی خود را از دست داد. در سال 1818 به همراه دوستان خود موسسه ملی نابینایان جوان پاریس را در این شهر دائر کرد.
در همین زمان بود که بریل بواسطه تواناییهایش در موسیقی و علم مشهور شد و یکی از بهترین نوازندگان ویولون و ارگ در پاریس شد. بریل در سال 1826 شروع به آموزش نابینایان کرد.
امروزه شهرت بریل به خاطر ابداع سیستم خط برجسته وی میباشد که در آن زمان در پیامهای رمزی ارتش بکار گرفته میشد. سیستم بریل یا خط برجسته شامل نقاط برجسته با اشکال منظم روی مقوای نازک میباشد که نابینایان از طریق لمس آن قادر به درک عبارات و خواندن خواهند بود. این روش تا به امروز با موفقیت همراه بوده و در بسیاری از کشورهای جهان استفاده میشود.
ایران سفید
ایران سفید، عنوان اولین روزنامه ویژه نابینایان به خط بریل در ایران و خاورمیانه است که تحت پوشش خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند.
عصای سفید، پرچم استقلال یک نابیناست
نکاتی درباره نابینایان و عصای سفید:
• بهتر است قبل از انجام هر کمکی نظر فرد نابینا را در مورد کمک به او جویا شوید.
• در صورت کمک و راهنمایی در راه رفتن؛ اجازه دهید فرد نابینا بازوی شما را بگیرد و از هل دادن و گرفتن او خودداری کنید.
• هنگامی که با فرد نابینا روبرو میشوید خود را به او معرفی کرده و به هنگام ترک محل به او بگویید که محل را ترک میکنید.
• مستقیماً با خود فرد نابینا حرف بزنید و برای صحبت با آنها شخص دیگری را واسطه قرار ندهید. چرا که آنها قادر هستند بخوبی مفهوم کلام شما را درک کرده و پاسخ دهند.
• هیچگاه با فرد نابینا بلند صحبت نکنید. چرا که آنها دارای حس شنوایی قوی هستند.
• به جای نابینا به نگاه کردن بپردازید و محیط اطرافش را برای او شرح دهید تا او نیز بتواند با محیط ارتباطی سازنده برقرار کند.
• بخاطر ضعف آنها در بینایی از اشتباهاتشان چشم پوشی نکرده و به آنها فرصت دهید تا اشتباه خود را جبران نمایند.
موضوعات مرتبط: اجتماعی ، فرهنگی
ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۸ | 18:42 | نويسنده : عالی | نظر بدهید
حدیث روز/ خداوند به مومن اجازه نداده ذلیل باشد
امام صادق علیه السلام در کلامی ارزشمند فرمودهاند خداوند اختیار همه کارها را به مؤمن داده اما این اختیار را به او نداده است که ذلیل باشد.
مشرق - امام صادق علیه السلام:
خداوند اختیار همه کارها را به مؤمن داده اما این اختیار را به او نداده است که ذلیل باشد. مگر نشنیدهای که خدای تعالی میفرماید: «عزت از آن خدا و رسولش و مؤمنین است»؟ پس، مؤمن عزیز است و ذلیل نیست. [در ادامه] فرمودند: مؤمن از کوه محکمتر است، زیرا از کوه با ضربات تیشه کم میشود اما با هیچ وسیلهای از دین مؤمن نمیتوان کاست.
متن حدیث:
إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَی الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کُلَّهَا وَ لَمْ یُفَوِّضْ إِلَیْهِ أَنْ یَکُونَ ذَلِیلًا أَ مَا تَسْمَعُ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ- وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ فَالْمُؤْمِنُ یَکُونُ عَزِیزاً وَ لَا یَکُونُ ذَلِیلًا قَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَعَزُّ مِنَ الْجَبَلِ لِأَنَّ الْجَبَلَ یُسْتَقَلُّ مِنْهُ بِالْمَعَاوِلِ وَ الْمُؤْمِنَ لَا یُسْتَقَلُّ مِنْ دِینِهِ بِشَیْءٍ.
"تهذیب الاحکام، جلد ۶، صفحه ۱۷۹"
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۸ | 18:7 | نويسنده : عالی | نظر بدهید
با اینکه گوجهفرنگی به طور کلی یک ماده خوراکی بیخطر است اما گاهی ممکن است عوارض جانبی ناخواستهای بدنبال داشته باشد.
با اینکه گوجهفرنگی به طور کلی یک ماده خوراکی بیخطر است اما گاهی ممکن است عوارض جانبی ناخواستهای بدنبال داشته باشد. اگر پس از مصرف گوجهفرنگی نشانههای زیر را مشاهده کردید، باید مصرف گوجهفرنگی را به مدت ۴ هفته قطع کنید و ببینید واکنشهای بدنتان چه تغییری کرده است.
گوجه فرنگی سرشار از ویتامین سی و لیکوپن است. این میوه امروزه به روشهای مختلفی، بهطور خام یا بهعنوان یکی از مواد لازم برای تهیه انوع غذا، سس و نوشیدنی مصرف میشود و بخش مهمی از رژیم غذایی مردم بسیاری از کشورها را تشکیل میدهد.با دیدن این علائم بهتر است از خوردن گوجه فرنگی خوداری کنید.
۱.گوجهفرنگی ممکن است باعث ریفلاکس معده شود.
۲.مصرف زیاد گوجهفرنگی در برخی افراد باعث بروز درد مفاصل میشود.
۳.برخی افراد با مصرف زیاد گوجهفرنگی دچار بیماریهای کلیه میشوند.
۴.مصرف گوجهفرنگی میتواند حساسیت ایجاد کند.
۵.گوجهفرنگی سبب بدتر شدن سندرم روده تحریکپذیر میشود.
تاريخ : دوشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۸ | 17:53 | نويسنده : عالی | نظر بدهید
آدرس قدیم وبلاگ اداره کتابخانه های عمومی شهرستان بهشهر (http://www.behlib2.blogfa.com/)