کتاب « پدر عشق پسر» داستان کوتاهی است به قلم سید مهدی شجاعی نویسنده معاصر که سی و پنجمین چاپ آن توسط انتشارات کتاب نیستان روانه بازار نشر شده است.
کتاب « پدر عشق پسر» دربردارنده فرازهایی از زندگی حضرت علی اکبر (ع) است. نکته جالب در رابطه با این کتاب راوی آن است، «پدر، عشق، پسر» از دید «عقاب» اسب حضرت علی اکبر (ع) روایت می شود و مخاطب راوی در داستان، لیلی بنت ابیمرّه مادر گرامی حضرت علیاکبر (ع) است.
فصول کتاب با عنوان «مجلس» نامگذاری شده و داستان متشکل از ده مجلس است که در هر مجلس، عقاب با زبانی عاطفی و دلنشین، صحنهای از زندگی حضرت علیاکبر(ع) را روایت میکند و مجالس پایانی، به شهادت حضرتش در کربلا اختصاص دارد.

تاريخ : دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۸ | 17:14 | نویسنده : رقیه رضوان رستمی | نظر بدهید
اگر میخواهید همیشه لبخند روی لب کودکتان باشد، بخوانید/ ترفندهایی که از فرزندتان فردی شاد و موفق می
وقتی پدر و مادری صاحب فرزند می شوند و شیرینی طعم پدر و مادر شدن را می چشند، همه دنیای خود را فدای دنیای و آرزوهای کودکشان می کنند و چیزی جز شادی و موفقیت برای فرزندشان نمی خواهند، همه ساعات روز تلاش می کنند تا زندگی شاد و شیرینی برای فرزند دلبندشان رقم بزنند.
یکی از نکات مهم و موثر در زندگی افراد موفق داشتن زندگی شاد و کودکی پر از شادابی و نشاط است، کسانی که طعم شیرینی کودکی را چشیده اند و دوران طفولیت خود را با شادمانی سپری کرده اند، در آینده موفق تر هستند، ما به شما چند ترفند و نکته درباره شادی و نشاط کودکان آموزش می دهیم.

راز تربیت کودک شاد چیست؟
ابوالقاسم پیاده کوهسار عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و روانشناس در گفتوگو با خبرنگار حوزه بهداشت و درمان گروه علمی پزشكی باشگاه خبرنگاران جوان، با اشاره به شادمانی کودکان به عنوان یکی از حوزههای سلامت روان اظهار کرد: تربیت کودکان شاد به معنی فراهم کردن انبوهی از امکانات و لذتها و امور رفاهی نیست، بلکه حتی این ممکن است نتیجه عکس هم بدهد، تربیت فرزندان شاد به این معناست که کودکانی با سطح بالایی از مهارت ها پرورش دهیم تا آنها را مستعد بهرمندی از شادمانی پایداری در زندگی کند.
وی ادامه داد: برای رسیدن به این هدف لازم است والدین نکات و مسائلی را بدانند و این نکات را در سبک فرزندپروری خود مشتاقانه و به طور مداوم به کار بندند.
تاريخ : دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۸ | 17:12 | نویسنده : رقیه رضوان رستمی | نظر بدهید

****
یاسین حجازی دمع السّجوم را بازخوانی کرده و بدون حذف بخش یا بخشهایی از آن سعی کرده یک مقتل اصیل، اما امروزی، منسجم و سرراست بنویسد. خودش میگوید: «من در این بازخوانی، خطِ حادثه را پر رنگ کردم و به ترتیب و توالی وقوعِ حادثهها دقّت کردم و گشتم آدمهایی را که اسمشان در اوّلِ حادثه یک چیز بود و در اثنای حادثه یک چیز و در انتها یک چیزِ دیگر، یکی کردم و نقلهای پراکنده در جایجای کتاب را بیآنکه از جزئیات هیچکدامشان بزنم تجمیع کردم و ردِّ نقلهایی را که با هم نمیخواند، در کتابهای دیگر گرفتم تا نقلِ معقولتر و مشهورتر را بیاورم و تاریخها را تا آنجا که میشد همخوان کردم و جایها، مرزها، منزلها و شهرها را روی نقشه آوردم تا کروکی حادثه معلوم شود و رجزهایی را که ترجمه نشده بود یا ترجمهاش واضح نبود، دوباره ترجمه کردم و رسمالخط را یکدست و پاراگرافبندی کردم و نقطهگذاری کردم و اِعراب گذاشتم و توضیحها و تحشیهها و پاورقیها را کنار گذاشتم و مکرّرات و عبارات عربیای را که حذفشان به ساختارِ متن لطمه نمیزد، حذف کردم.»
«پاراگرافها را «نگاتیو»هایی فرض کردم که با حفظِ ترتیب و ضرباهنگ و تعلیق باید به هم میچسباندم و همه فکر و ذکرم این بود که صفحات برای خواننده راحت و بیوقفه ورق بخورد و یک بار برای همیشه معلوم شود «اتفاق» چگونه افتاد.»
یاسین حجازی در کتاب «آه» تلاش کرده تا بیآنکه به متن دمع السجوم دست بزند، آن را از نو برسازد تا از شکل کتابی صرفا در زمره کتب علما و محققان، بیرونش بیاورد. او - به گفته خود- تصویرها، نامهها و دیالوگها را از متن دمعالسّجوم جدا کرده است: تصویرها مثلِ تصویرِ محمّد ابنحنفیه، وقتی سحر طشتِ آبی روبهروی اوست و دارد وضو میگیرد و همان لحظه میشنود که حسین از مکه خارج شد و اشکش در طشت میچکد و نامهها مثلِ نامهای که یزید ابنمعاویه پنهانی به عبیداللّه ابنزیاد مینویسد و اتمامِ حجّت میکند که یا حسین کشته میشود یا زیرش میزند که زیاد از سرِ خانوادهشان است و نطفه حرام شخص ابوسفیان است و دیالوگها مثلِ آنچه ردوبدل میشود میان خولی و زنش وقتی خولی پس از مدّتها به خانه میآید و زنش در بستر از او میپرسد که چه خبر و او میگوید ثروتی هنگفت برایش آورده و زنش میگوید چه ثروتی و خولی میگوید سرِ حسین ابنعلی را با خودش آورده و همین حالا گوشه حیاط است.
این کتاب در کنار لهوف و نفسالمهموم، خواندنیترین مقاتل به زبان فارسی است.
****
تاريخ : دوشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۸ | 17:10 | نویسنده : رقیه رضوان رستمی | نظر بدهید
آدرس قدیم وبلاگ اداره کتابخانه های عمومی شهرستان بهشهر (http://www.behlib2.blogfa.com/)